مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )
16
زينت المجالس ( فارسى )
قابيل هابيلرا كشته بديار يمن رفت و بعبادت آتش قيام نمود و وحى الهى در رسيد به آدم صفى كه ميان ايشان رفته قابيل و اولاد او را بشريعت قويم دلالت فرمايد و آدم بيمن رفته مضمون رسالت كرد فرزندان ناخلف معجزه از او خواستند آنحضرت سرپاى بر سنگى كه در منازل ايشان بود زد چشمه آب صافى خوشگوار از آن در جريان آمد و درختى را كه در آن نزديكى بود طلبيد درخت با بيخ و ريشه از محل خود در حركت آمد و زمين را ميشكافت و ميآمد تا پيش آنحضرت بايستاد ديگر آنكه در مبدء حال سباع قصد بنى آدم ميكردند و انواع مضرت بايشان ميرسانيدند و اولاد نامدار شكايت نزد پدر بزرگوار بردند و آدم بميان وحوش رفته ايشانرا از آن منع كرده تمامى نصيحت آنحضرت را قبول نموده ديگر مزاحم بنى آدم نشدند . ديگر آنكه روزى يكى از اعزه اولاد خود را ضيافت ميفرمود و هيزم مطبخ وفا ننمود آنحضرت دست مباركرا بر آتش داشت تا عنصر نار از آتش شعلهبار نهنشيند و چندان توقف كرد كه هيزم حاضر آوردند ديگر از معجزات آنحضرت تخم كشتن و فى الفور بحاصل آمدن بود معجزات حضرت نوح يكى از آن جمله قضيه طوفان بود و آن چنان بود كه كفار بقبول دعوت نوح اقبال ننمودند و ايذاى ايشان نسبت به دو از حد اعتدال تجاوز نمود روزى آنحضرت يكى از كفار را ديد كه پسر صغير خود را وصيت ميكرد كه زينهار سخن اينشخص نشنوى و از ايذاى او دقيقهء مهمل و تأخير نگذارى و نكنى و آن پسر بداختر با پدر گفت مرا بر زمين نشان تا سنگى بجانب او افكنم چه ميترسم كه فرصت فوت شود چون حضرت نوح اينسخن استماع نموده بغايت متألم شده دعا كرد : « رب لا تذر على الارض من الكافرين ديارا » و تير دعاى او بهدف اجابت رسيده بحسب اتفاق سبعه سياره در برج سرطان بر يكدقيقه قرا نكردند و باظهار خاصيتى كه در جمعيت ايشان وديعت نهاده شده مبادرت نمودند و بعد از اجتماع ايشان آب از زمين بطالع دلو در فوران آمده مدت چهل شبانهروز آب از چشمها بجوشيد و درينمدت بارانهاى بزرگ ميباريد بمثابهء كه عالم سراسر دريا شده آب مقدار چهل گز از سر كوههاى بلند بگذشت و جميع اهل عالم غريق بحر فنا گشتند به غير از هشتاد نفر كه با نوح عليه السّلام در كشتى ميبودند و معجزه ديگر چون اهل توحيد از كشتى بيرون آمدند مأكولات ايشان تمام شده بود نوح عليه السلام